ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
336
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
چهل و دوم آقا محمد هاشم شكستهنويس كه در ( 1306 ) بيايد . چهل و سوم مرحوم مصطفى قلى خان قراگوزلو اعتماد السلطنهء همدانى كه در ( ص 195 ) فرموده مردى بود با شجاعت قرين و با فقراء و مساكين مايل ، و در سير و سلوك طى مقامات و درجهء ارجمندى حاصل نموده و در قانون لشگركشى علمى وافى داشت ، و در سنه 1266 فتنه سيد يحيى دارابى را در نيريز و فتنه شيخ ابو حسين مهيرى را در بوشهر ، و در سنه 1297 فتنه شيخ عبيد اللّه كرد نقشبندى را در آذربايجان فرونشانيد و در سنه 1298 وفات كرد ، و در تبريز در بقعهء مجذوبعلىشاه دفن شد . چهل و چهارم ميرزا نصر اللّه خان صدر الممالك اردبيلى كه در ( 1241 ) بيايد . چهل و پنجم آقا سيد هدايت كرمانى كه در ( 1303 ) بيايد . مرحوم رحمتعلى شاه پس از گذرانيدن عمرى در علم و عمل و عرفان و تصوف ، چون سنين عمرش بهفتاد رسيد ، دامن از دنيا برچيد ، در « طرائق 3 : 179 » در بيان ذكر وفات وى شرحى نوشته كه خلاصهء آن با ملاحظه بعضى از مواضع ديگر چنين مىشود كه اگر تفصيل حالات و صفاتش را بنويسد محتمل است بر محبت پدرى و فرزندى حمل نمايند لذا به اين كلام حكمت فرجام نهج البلاغة اختتام مىنمايد : ان اولى الناس بالانبياء اعملهم بما جاءوا به ، ان أولى الناس بابراهيم للذين اتبعوه و هذا النبى و الذين آمنوا ، و صحبوا الدنيا بأبدان أرواحها معلقة بالمحل الاعلى ، اولئك خلفاء الله فى أرضه ، و الدعاة الى دينه ، آه آه ، شوقا الى رؤيتهم . همانا وى را رسم بود كه همهساله در دهه اوسط ماه صفر مجلس روضهخوانى و اطعام داشت ، در سنه 1278 نيز حسب المرسوم آن مجلس را فراهم كرده ، تا در شب 17 پس از برچيده شدن مجلس و رفتن عموم مردم ، ببعضى از خواص فرمود : چه ضرر دارد يك قليان ديگر باهم بكشيم كه شايد ديگر ممكن نشود همديگر را ببينيم ، و قريب يك ساعت توقف نمود و بحاضرين اندرزها داد ، و شش ساعت از شب گذشته ، بجامهء خواب رفت ، و بنحو مرسوم أوراد وقت خواب را خواند و ديگر صحبتى ننمود و بحالى كه سبحه در دست داشت بغتة وفات كرد ، در شب يكشنبه هفدهم ماه صفر الخير سنه هزار و دويست و هفتاد و هشت مطابق ( . . . ) سنبله ماه برجى ، و مدت عمرش شصت و نه سال و يازده ماه قمرى و سه روز بوده ، و هنوز أهل خانه از هم نپاشيده بودند ، بلكه خدمه ببرچيدن فروش و اسباب مشغول بودند . پس همان وقت مرحوم منور عليشاه را خبر نموده و تا اول